Hey guys

wha's up?

long time no see

it's been a while since the last time I uploaded this blog 

gonna change the topics and posts.

  نوشته شده در  ساعت 19:14  توسط مهدی هراتی  | 
I Gave Her Money
I Gave Her Time
I Gave Her Everything
Inside One Heart Could Find
I Gave Her Passion
My Very Soul
I Gave Her Promises
And Secrets So Untold

And She Promised Me Forever
And A Day We'd Live As One
We Made Our Vows
We'd Live A Life Anew
And She Promised Me In Secret
That She'd Love Me For All Time
It's A Promise So Untrue
?Tell Me What Will I Do

And It Doesn't Seem To Matter
And It Doesn't Seem Right
'Cause The Will Has Brought
No Fortune
Still I Cry Alone At Night
Don't You Judge Of My Composure
'Cause I'm Lying To Myself
And The Reason Why She Left Me
?Did She Find In Someone Else

(?Who Is It)
It Is A Friend Of Mine
(?Who Is It)
Is It My Brother!
(?Who Is It)
Somebody Hurt My Soul, Now
(?Who Is It)
I Can't Take This Stuff No More

I Am The Damned
I Am The Dead
I Am The Agony Inside
The Dying Head
This Is Injustice
Woe Unto Thee
I Pray This Punishment
Would Have Mercy On Me

And She Promised Me Forever
That We'd Live Our Life As One
We Made Our Vows
We'd Live A Love So True
It Seems That She Has Left Me
For Such Reasons Unexplained
I Need To Find The Truth
But See What Will I Do!

And It Doesn't Seem To Matter
And It Doesn't Seem Right
'Cause The Will Has Brought
No Fortune
Still I Cry Alone At Night
Don't You Judge Of My Composure
'Cause I'm Bothered Everyday
And She Didn't Leave A Letter
She Just Up And Ran Away

(?Who Is It)
It Is A Friend Of Mine
(?Who Is It)
?Is It My Brother
(?Who Is It)
Somebody Hurt My Soul, Now
(?Who Is It)
I Can't Take It 'Cause I'm Lonely

(?Who Is It)
It Is Friend Of Mine
(?Who Is It)
To Me I'm Bothered
(?Who Is It)
Somebody Hurt My Soul, Now
(?Who Is It)
I Can't Take It 'Cause I'm Lonely

And It Doesn't Seem To Matter
And It Doesn't Seen Right
'Cause The Will Has Brought
No Fortune
Still I Cry Alone At Night
Don't You Judge Of My Composure
'Cause I'm Lying To Myself
And The Reason Why She Left Me
Did She Find Someone Else?

And It Doesn't Seem To Matter
And It Doesn't Seem Right
'Cause The Will Has Brought
No Fortune
Still I Cry Alone At Night
Don't You Judge Of My Composure
'Cause I'm Bothered Everyday
And She Didn't Leave A Letter
She Just Up And Ran Away

And It Doesn't Seem To Matter
And It Doesn't Seem Right
'Cause The Will Has Brought
No Fortune
Still I Cry Alone At Night
Don't You Judge Of My Composure
'Cause I'm Lying To Myself
And The Reason Why She Left Me
?Did She Find Someone Else
And It Doesn't Seem To Matter
And It Doesn't Seem Right
'Cause The Will Has Brought
No Fortune
Still I Cry Alone At Night
Don't You Judge Of My Composure
'Cause I'm Bothered Everyday
And She Didn't Leave A Letter
She Just Up And Ran Away

And It Doesn't Seem To Matter
And It Doesn't Seem Right
'Cause The Will Has Brought
No Fortune
Still I Cry Alone At Night
Don't You Judge Of My Composure
'Cause I'm Bothered Everyday
And She Didn't Leave A Letter
She Just Up And Ran Away

And It Doesn't Seem To Matter
And It Doesn't Seem Right
'Cause The Will Has Brought
No Fortune
Still I Cry Alone At Night
Don't You Judge Of My Composure
'Cause I'm Lying To Myself
And The Reason Why She Left Me
?Did She Find Someone Else
  نوشته شده در  ساعت 12:9  توسط مهدی هراتی  | 
دست بردار بسه
گوش کن دل خسته
ازش دلگیرم
بی اون من میمیرم
چاره ندارم
ترکم کرده یارم
ای دل عاشق و ساده ی من


دست بردار بسه
آهای دل خسته
همه در ها رو به روی من بسته
راهی که رفته 
روزی بوده بمبست
ای دل تیکه و پاره ی من


دل من بغضت و بشکن
گریه کن با من
دل من روزای خوبت همشون رفتند
دل من
اونی که قلبش یکی بود با من
دستای من به اون دیگه نمیرسند

  نوشته شده در  ساعت 11:55  توسط مهدی هراتی  | 

life is going on but not well

my heart is filled with bitter sorrow  and the reason is unknown.

what a wonderful feeling ...

not knowing the reason of your sorrow

 

  نوشته شده در  ساعت 19:9  توسط مهدی هراتی  | 

 

یادش بخیر 

این شعر و ترانه رو خیلی دوست داشتم

 

 

ده سال بعد از حال این روزام
با کافـه هـای بــی تو درگیرم

گفتم جهان بی تو یعنی مرگ
ده سال ِ رفتــی و نمی میرم

ده سال بعد از حال این روزام
تو تــوی آغـــوش یکی خوابی

من گفتم و دکتر موافق نیست
تو بهتـــر از قرصـــای اعصابــی

ده سال بعـــد از حــال این روزام
من چهل سالم می شه و تنهام

با حوصـــله ،قرمز، سفید ، آبی
رنگین کمون می سازم از قرصام

می ترسم از هر چی که جا مونده
از ریمل ِ با گریـــه هـــــــا جـــــاری

از سایه روشن های بعد از ظهر
از شوهری کـــه دوستش داری

گرم ِ هم آغوشی و لبخندین
توُ بستر ِ بـــی تابتون تا صبح

تکلیف تنهـاییــم روشن بود
مثل چراغ ِ خوابتون تا صبح

ده سال ِ که لب هام و می بندم
با بوسه هــــای تلـــخ هر جایـی

ده سال ِ وقتی شعر می خونم
لبخند ِ روی صندلــــی هــایــی

یه عمر بعد از حال این روزام
یـــه پیرمردم توی ِ یـــه کافه

بارون دلم می خواد ،هوا اما
مثل موهای دخترت صـــافه
.
.
.
شعر از ... حسین غیاثی

  نوشته شده در  ساعت 10:13  توسط مهدی هراتی  | 
سلامی دوباره به همه ی شما عزیزان

میدونم خیلی وقته آپ نکردم

حدود دو سال و نیم از آخرین باری که آپ کردم گذشت

...

دیگه حوصله ی آپ کردن رو ندارم

حرف های غمگین هم که دیگه حوصله ی همه رو سر میبره

شاید وب همین وضع رو ادامه بده

شاید هم کلا موضوعات وب رو عوض کنم

نمی دونم

خخخخ

  نوشته شده در  ساعت 9:10  توسط مهدی هراتی  | 

نباید به این فاصله دست زد نباید تورو بیشتر از این بخوام

باید از تو رد میشدم مثل سنگ نباید هدر میشدی پا به پام

به این بغض بی خاطره شک نکن به این سایه ی بی ترحم نخند

یه روزی به حرفای من میرسی به این آدما بعد من دل نبند

باید جای خالیتو باور کنم چرا انقدر از دور زیبا تری؟

نباید به این فاصله دست زد داری روحمو با خودت میبری

من از مرز چشمای تو رد شدم بگو اون که میرفت مجبور شد

نذار سایه ها دورتو پر کنن یه جاهایی باید فقط کور شد

میخوام درد این شعرو باور کنی به این دوری و دوستی راضیم

به این گریه ی بیصدا تن نده دارم میرم و خسته از بازیم

 

 

  نوشته شده در  ساعت 9:5  توسط مهدی هراتی  | 

همیشه تو هر جمعی یه آدمایی هستن که با بقیه فرق دارن!
آدمایی که کم رنگ و بی صدا هستن
آدمایی که تو زندگی اطرافیان حاشیه ایی هستن برای نقش های اصلی
آدمایی که نبودشون حس نمیشه
آدمایی که بعد از دو روز نبودن جوری فراموش میشن که انگار از اول نبودن
آدمایی که نمیتونن بد باشن
آدمایی که متفاوت بودنشون همراه شده با طرد شدن و زجر کشیدنشون
آدمایی که همه رو درک کردن و هیچوفت درک نشدن
این آدما معمولا گذشته ای دارن که ازش فراری ان و آینده ای دارن که امیدی بهش نیست
این آدما معمولا یه خلوتگاهی واسه گریه های شبانه و دفع خستگی های روحیشون دارن
این آدما معمولا از خوب بودن خودشون که بقیه به اسگل بودن ازش یاد میکنن خسته شدن
این آدما معمولا بی حوصله و بیخیال میشن و با همه کنار میان علی رغم اینکه کسی باهاشون کنار نیومده و نمیاد
این آدما معمولا هر روز میمیرن.
  نوشته شده در  ساعت 16:8  توسط مهدی هراتی  | 


غمگینم همانند دلقک شهر که روی صحنه چشمش
به عشقش افتاد که با معشوقش به او
می خندد

  نوشته شده در  ساعت 8:17  توسط مهدی هراتی  | 


هیـچـــوقـــت از هیچ چیــز مطمئن نـبـــاش !!!
مثـلاً اگــه کسی خندیــد فکـر نـکــن آدم شادیــــه !
شایـــد از همــه چـیز بــریـده، شایـــد خـسـتـــه س !
شایـــد خنده رو لباشـه، تا غم تو سینه ش دیده نـشــه !
شایـــد دنــیا واســـش بی ارزشــه و داره بـه اون میخنده !
شایــد
...

  نوشته شده در  ساعت 8:15  توسط مهدی هراتی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM