اول چشمات میلرزه بعد هم تار میشن یه هو یک قطره ی کوچیک از چشمات میاد بیرون قطره ای که به نظر کوچیک میاد اما غمی بزرگ رو با خودش داره بعد قطره های دیگه هم اونو دنبال می کنن یکی یکی میان بیرون تا همه ی غم هات از بین بره صدا ی اون ها به گوش بقیه ی اندام ها هم میرسه اول آب از بینیت راه میفته بعد دست و پات می لرزه و آخر هم صدای فریاد بی کسی از تو بلند میشه پس یک چیزی رو بدون وقتی که گریه می کنی تنها نیستی بلکه همه ی اعضائ بدنت هم باهات همراهند و چقدر زیباست این گریه...

نوشته شده در ساعت 19:4  توسط مهدی هراتی
|